اوت شایسته سالاری برای جولان نورچشمی‌ها/ الگوسازی ورزشکارسالاری در فدراسیون وزنه برداری!

به گزارش خبرگزاری فارس، باز هم دسته گلی دیگر از فدراسیون وزنه‌برداری؛ البته دیگر عادت کرده‌ایم به انتشار اخبار عجیب و غریب از دل فدراسیونی که امید اول ورزش ایران در بازی‌های المپیک و آسیایی است.

بعد از رکوردگیری تقریبا نمایشی تیم ملی (در غیبت علی‌حسینی و اوت کردن رستمی) ریش سفیدان وزنه‌برداری دور هم جمع شدند تا دربار نفرات اعزامی به بازی‌های آسیایی جاکارتا تصمیم‌گیری کنند، تصمیماتی که  برای روح ورزش و جوانمردی بسیار ناامید کننده بود.

شاید مهم‌ترین و عجیب‌ترین تصمیم اعلام نام کیانوش رستمی در کنار سهراب مرادی در وزن ۹۴ کیلوگرم برای حضور در بازی‌های آسیایی جاکارتا باشد.

این ارفاق در حالی به کیانوش داده شد که وی در مسابقات جهانی نه تنها توفیقی کسب نکرد که حتی نزدیک بود باعث لطمه خوردن تیم ملی ایران و از دست رفتن نخستین قهرمانی تیمی شود. بعد از اتفاقات رقابت های جهانی پیش بینی می شد حاشیه امنیت بیهوده رستمی از بین رفته و با او نیز همانند سایرین رفتار شود اما کیانوش در رکوردگیری تیم ملی برای جاکارتا حتی نتوانست وزنه‌هایش را مهار کند و اوت کرد، اما برخلاف تعجب پاداش این ناکامی و رفتارش را  با اعزام به بازی‌های آسیایی گرفت، آنهم به قیمت نادیده گرفتن حق دیگران.

 

قرار بود انتخاب اعضای تیم ملی برای حضور در مسابقات مهم پیش رو قانونمند و ضابطه مند باشد بر همین اساس بود که علی مرادی با حضورش در فدارسیون اقدام به تأسیس شورای عالی فنی فدراسیون کرد تا بر اساس خرد جمعی تصمیم‌گیری شود، شورایی که همان زمان هم عده زیادی از منتقدان به نقش کم‌رنگ و حتی بی‌تأثیر آن ایراد می‌گرفتند و سهمی برای اعضا قائل نبودند؛ انتقاداتی که با گذشت زمان می‌بینیم که چندان هم بی‌راه نبوده است.

قصه کیانوش رستمی اما سر دراز دارد و به این رکوردگیری و اتفقات آن مربوط نمی شد. مدتهاست که این وزنه بردار تافته جدا بافته ای شده که تحت هر شرایطی در ترکیب تیم ملی حضور دارد. حتی اگر به همه دهن کجی کند و رفتار خارج از قانون داشته باشد.

بعد از حضور مرادی در رأس فدراسیون وزنه‌برداری و پیش از بازی‌های المپیک ریو کیانوش رستمی در تعارضی آشکار اقدام به انجام تمریناتش به صورت انفرادی کرد و همان زمان فدراسیون از این موضوع حمایت نمود. این موضوع بعد از کسب مدال طلای بازی‌های المپیک توسط رستمی ادامه پیدا کرد و او حتی بارها مدعی شد که بدون مربی قهرمان شده و کسی نقشی در این موفقیتش نداشته؛ آنچه نادیده گرفتن جایگاه مربی و البته فدراسیون بود و به نوعی خود را بی نیاز و مبرا از همه چیز عنوان می کرد و بعد از آن بود که فدراسیون دیگر نتوانست این موضوع را مدیریت کند.

همان زمان هم نسبت به رفتار کیانوش هشدار دادیم؛ هشدار دادیم که سوا کردن خرجش از سایر اردونشینان و تمرینات انفرادی بلای جان کار تیمی است؛ به هر حال مانند گذشته حالا هم بیشترین انتقاد به فدراسیون وزنه‌برداری است که چرا اجازه این تک‌روی و خودمحوری را به ورزشکارانش می‌دهد که باعث ایجاد شائبه ورزشکار سالاری شود. وقتی رستمی می‌گوید تمریناتش را با رئیس فدراسیون هماهنگ می‌کند و کاری به سرمربی تیم ملی ندارد چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ شاید بهتر بود همان زمان فدراسیون وزنه‌برداری برخورد محکم‌تری با این ورزشکار می‌کرد تا حالا شاهد این اتفاقات نباشیم.

اگر کمی به عقب برگردیم در مسابقات جهانی آناهایم آمریکا هم، چنین تصمیمی گرفته شد و در حالی‌که مشخص بود رستمی مصدوم است و از طرفی از انگیزه لازم و کافی برخوردار نیست، اما در ترکیب تیم اعزامی قرار گرفت؛ همانجا بود که قبل از شروع مسابقات مسئولان فدراسیون پی به اشتباه خود بردند، اما حیف که دیر شده بود و زمانی برای جبران نبود. اگر طبق رکوردهای ثبت شده در آمریکا و بر اساس رکوردهای عسگری، این وزنه‌بردار را اعزام می‌کردیم و حق این جوان محجوب خوزستانی نادیده گرفته نمی‌شد، براحتی صاحب یکی از سکوهای سه گانه می‌شد و می توانست به یک مدال باارزش، نوبرانه و تاریخی در سبک وزن وزنه برداری دست پیدا کنیم و قطعا تیم ایران با اقتدار بیشتری بر سکوی قهرمانی قرار می‌گرفت.

حالا و با تکرار همین ماجرا در ترکیب تیم اعزامی وزنه برداری به بازی های آسیایی، به نظر می‌رسد در شرایط کنونی هر ورزشکاری که محجوب و ماخوذ به حیا باشد حقش خورده می‌شود و افرادی که با هیاهو و هوچی‌گری کارهای خود را پیش می‌برند، همواره در بورس هستند.

 

داستانهای کیانوش تمامی نداشت؛ او بعد از مسابقات جهانی و مصدومیتی که در نهایت حقیقت آن مشخص نشد، با هزینه بیت‌المال و از جیب مردم به بهانه درمان زانوی مصدومش به اروپاگردی رفت و عکس‌های زیادی از تفریح و گشت و گذار در صفحه شخصی‌اش از حضور در مناطق توریستی اسپانیا منتشر کرد. هر چند این پایان کار نبود؛ حتی هیچ کس از او خبر نداشت که کجاست و در چه حالی است و حتی زمانی که رئیس فدراسیون فکر می کرد رستمی در تهران است و تمریناتش را پیگیری می‌کند، تصاویر او در صفحه شخصی‌اش خبر از حضورش در شیراز و دبی می‌داد و بی‌خبری رئیس فدراسیون.

در هر حال اگر بخواهیم از بُعد فنی هم به این موضوع نگاه کنیم، رستمی حداقلِ استانداردهای لازم را برای اعزام به بازی‌های آسیایی ندارد. هنوز هیچ کس دلیل تغییر وزن رستمی به یک وزن بالاتر را نمی‌داند؛ سرمربی تیم ملی هم هر زمان درباره شرایط رستمی از وی سوال می‌شود با میلی پاسخ می دهد یا می‌گوید از خودش بپرسید که نمی‌توان به برخواه خرده‌ای گرفت.

با توجه به عملکرد خیره کننده سهراب مرادی در مسابقات جهانی و رکوردگیری اخیر تیم ملی و شکستن رکوردهای جهان، در بهترین حالت کیانوش رستمی در ۹۴ کیلوگرم به مدالی بهتر از نقره نخواهد رسید؛ تازه آنهم در حالی که وزنه‌بردار ازبک در مسابقات جهانی رکوردهای خوبی ثبت کرد و در حرکت یک‌ضرب پا به پای مرادی آمد و در حرکت دوضرب به علت مصدومیت از رقابت بازماند. پس اگر این وزنه‌بردار هم در شرایط ایده‌آل باشد، باید سکوی دوم را هم از دست رفته دید و به برنز قانع بود و از هیمن رو از منظر فنی نیز اعزام او به مسابقات هیچ توجیهی نخواهد داشت.

رستمی به خوبی می‌داند در جایی که سهراب مرادی دارد یکه تازی می‌کند، هیچ شانسی برای کسب مدال طلا در بازی‌های آسیایی نخواهد داشت. او در حرکت یک ضرب ۱۸۰ کیلوگرم را ثبت کرد، اما دو مرتبه وزنه ۱۸۵کیلوگرمی را انداخت. رستمی در حرکت دو ضرب هم وزنه ۲۲۵ و  در ادامه دو مرتبه هم وزنه ۲۷۷ کیلوگرم را انداخت تا با عصبانیت سالن را ترک کند.

در این شرایط رفتار ناامید کننده مدیریت فدراسیون وزنه‌برداری جای تعجب دارد؛ مدیریتی مایوس کننده که دیگر جای هیچ دفاعی را نمی‌گذارد. یک ورزشکار دیگر باید از چه طریقی یک مجموعه را تحقیر کند تا با او برخورد شود.

حالا بیم آن می‌رود که رستمی به الگویی ورزشکار سالار برای ورزشکاران سایر رشته‌ها تبدیل شود و راهی کج را برای ورزش کشور ترسیم کند.

 

انتهای پیام/س

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *